بالاخره کارگاه طرحی از فردا 2، با هزار جور دردسر تمام شد! این دردسرها شامل مکان برگزاری، بنرهای تبلیغاتی، اسپانسرها، و از همه مهمتر جمع کردن این همه آدم از رشته های مختلف می شد. اما همه چیز دست به دست هم داد تا از سیزدهم تا هجدهم مرداد، کارگاه برپا شود تا مفهوم شعار «اینا رشته نیست، زندگیته!» با همین لهجه و سبک و سیاق، برای بعضی ها تداعی شود. بروند و برای زندگی شان تصمیمات اساسی بگیرند و از کنار غرفه های مشاوره، با اندک تاملی و شاید بیش از یک مکث کوتاه رد بشوند.
ما هم نفسی تازه می کنیم. طرحی می گذاریم برای فردا. شاید دوباره فردا نیز همدیگر را ببینیم. مثل این عکس یادگاری. البته از ما نخواهید که از چپ به راست و یا برعکس و از یا بالا به پایین اسامی مشاورانی که 5 روز آمدند را بنویسیم!

جدا از همه حرفها، طرخی از فردا تمام شد و از این به بعد، تنها می توانیم به عنوان یک «خاطره» رویش حساب باز کنیم.
این مسئله مورد تاکید «علی الفت پور»، دبیر کارگاه نیز قرار گرفت. البته بعد از کلی چک و چانه زدن با زمین و زمان و افاضات فراوان. همانطور که مشاهده می کنید، الفت پور با اشاره دستان خود، مقدار حق الزحمه خود را افشا می کند: این همه!

بعد از مراسم با شکوه سخنرانی دبیر کارگاه، آقای اسدالله زاده به نمایندگی از خزانه داری فرهنگسرای دانشجو(!) با مدرک و سند اثبات کرد که تمام حق الزحمه بچه ها را تمام و کمال داده است!

و اما از هرچه که بگذری، صدای سخن دوست خوشمزه تر است!

خلاصه اینکه اینگونه پایان یافت. اما خاطره فعالیت چند روزه در دانشگاه تهران فراموش نمی شود!



